|
یونگ شین بیچاره که همه شب را بالای سر دکتر بیدار مونده بوده و تر و خشکش می کرده که به هوش بیاد وقتی اون مردک به هوش می یاد و می بینه که یونگ شین کنارش خوابیده یه چیزی هم طلب کار می شه که تو با من چی کار می کردی وقتی من خواب بودم؟؟؟؟ که یونگ شین هم می افته به غلط کردن که (عجب کاری کردیم نزاشتیم بمیره ها!!!)

جدا هم که این دکتره عجب بد پیله ی سریشیه ها

یونگ شین هم که دلش می شکنه برای اینکه خودش را مشغول کنه می یاد می شینه رخت ها را بشوره( من نمی دونم این کره که خودش معدن ارسال تکنولوژی به دنیاست چرا یه ماشین لباس شویی برای این یونگی بیچاره نمی فرسته !!!)

دکتر یبس ما هم رفته درمانگاه که زخمش را معاینه کنن که اون پرستاره قند تو دلش آلاسکا می شه که چه افتخاری نصیبش شده!!!! و تا دکتر اونجاست مخش را می خوره از بس حرف می زنه (قابل توجه بعضی ها !!!! بی غرض می گم ها!!!)

فردای اون روز یونگ شین و پوم جلوی لونه سگشون نشسته اند و دارن پاچه خواری سگشون را می کنن که بیاد بیرون غذا بخوره که وقتی دکتر این صحنه را می بینه جوش می یاره و با لگد می کوبونه به لونه سگ و سگه هم که خیلی می ترسه سریع می یاد بیرون و شروع به غذا خوردن می کنه


و خطاب به پوم می گه چرا مدرسه نرفتی نکنه تسلیم زندگی شدی؟؟؟ و کلی چیز بارش می کنه و خطاب به یونگ شین هم می گه تو چطور مادری هستی؟؟

یونگ هم جبهه می گیره و مثلا می خواد از اون مرد حرف نخوره وامی ایسته جلوش و جوابشو میده

مامان سوکه همون پیرزن غرغرو برای یونگ شین لباسهای خشگل می فرسته که بپوشه و بره سر قرار با اون مردی که براش تعیین کرده تا با هم ازدواج کنن حالا هم داره از تل بهش می گه که چی کار بکن چی کار نکن

یونگ شین می یاد بره حمام که می بینه اون دکتر بد اخلاق حمامه منتظر می مونه که بیاد بیرون و بعد بره که وقتی دکتر می یاد بیرون و اونو می بینه می گه چرا دیگه نیومدی دزدکی نیگام کنی؟؟ اگه بخوای می تونیم با هم بریم حموم و کلی متلک بارش می کنه یونگ هم بدون حموم کردن ول می کنه می ره

در رستوران نامزد سوکه داره برای اون تعریف می کنه که یونگ شین می خواد ازدواج کنه و....

یونگ شین داره می ره سر قرار با اون مرده برای ازدواج که دکتر هم دنبال اون راه می افته

یونگ شین که می بینه اون خیلی وقته دنبالشه می گه چرا دنبال من می یای اونم می گه من فقط جایی می رم که می خوام کاری هم به تو ندارم.
که یونگ شین می گه به من علاقه داری؟؟؟

دکتر می ره طرف ساحل که دوست همون دختری که یه شب با اون در متل بود اونو می بینه و خطاب به دوست پسرش می گه فلانی خیلی از این آقا تعریف کرده و می گه منحرف جنسیه ها و...

اون مردی که قراره یونگ شین را بگیره می یاد تو کافی شاپی که قرار داشتند. (من نمی دونم اینا به جز این کافی شاپ جای دیگه ای را ندارن!!! اخه همه قرارهاشون تو این کافی شاپه)

و بعد از کلی حرف زدن دارن با هم از کنار خیابون قدم می زنن

که دکتر وقتی داره با ماشین رد می شه اون دو تا را می بینه و عمدا ماشین را به طرف اونا می رونه و مرده که خیلی می ترسه خودش را پشت یونگ شین قایم می کنه.

این مامان سوکه هست که پوم را غریب گیر کشیده و بهش می گه تو چرا شبیه منی و مرتب با شدت سعی می کنه خال پوم که مثل خودش هستت را پا ک کنه که پوم دردش می گیره و به اون می گه وقتی بچه ها به من می گن که شبیه تو هستم من احساس ناراحتی می کنم که اونم می گه تو باید از خدات باشه

یونگ شین می رسه و پیرزنه از اون می پرسه چی شد؟ آیا ازش خوشت اومد و....

دکتر در این حول ولا می ره جایی قمار بازی و قضیه اش مفصله که اگه سانسور شد در سانسوری های قسمت بعدی براتون می گم. که به یونگ شین خبر می رسه اون مرد قمار بازه اونم یه اعلامیه می زنه جلوی در که دیگه حق نداره اینجا بمونه

دکتر هم به علامت اعتراض مدام داد و بیداد می کنه

پوم هم حالا گریه نکن کی گریه کن که اقا نرو تو رو خدا نرو و.... انگار پوم بیشتر از مامانی دوست داره اون باباش بشه!!!


اون مرده که فهمیده یونگ شین از بی لیاقتی اون خوشش نیومده می یاد پاچه خواری یونگ که اونو به غلامی قبول کنه

یونگ هم انگار وقتی طرز حرف زدن اونو میبینه انگار کوتا می یاد و می خواد چیزی بهش بگه که اگه قبول کرد زنش بشه.

که دکتر سر می رسه و خطاب به مرد می گه پاشو گورتو از اینجا گم کن.

همه این صحنه ها را سوکه هم داره می بینه

و برای اینک خاطر اون مرد را جمع کنه که این خانوم صاحب داره از اون کارهای بالای ۱۸ سال می کنه که سن ما قد نمی ده!!!!

خلاصه این آقا دکتر یبس ماا هم کوتاه می یاد و به همه گان اعلام می کنه که این یونگ شین منه!!!!

سریال زیبای متشکرم را بدون سانسورهای طاقت فرسای تلوزیونی فقط و فقط در اصفهان فیلم خریداری کنید و لذت ببرید. |