جاندي ميره تو اتاق جونپيو كه خواب بوده و روي ميز
كنار تخت براش يه ظرف پر غذاي پيك نيك ميذاره .بهش نگاه ميكنه و پيش خودش ميگه چي
ميشد منو ميشناختي...؟و از اونجا ميره
يومي مياد اتاق جونپيو و بيدارش ميكنه و ظرف پيك
نيكو نشونش ميده.حونپيو هم از غذاها ميخوره و اين مزه آشنا يه چيزي از گذشته يادش
مياره و به يومي ميگه اينو تو درست كردي؟اونم به دروغ ميگه آره.جونپيو هم ميگه پس
گمونم اون دختري كه بايد به ياد بيارم تو هستي!!!يومي هم ميگه آره!!!!
كايولو
جاندي تو رستورانن كه ووبين و اي جانگ وارد ميشن و اول حسابي غذا ميخورن بعد خبر
ميارن كه جونپيو مرخص شده و به جاندي ميگن برو عيادتش.ووبين ميره اما اي جانگ
ميمونه و با كايول ميرن و گپ ميزنن
ايجانگ
به كايول دو تا خبر ميده.ميگه اول اينكه براي پيشرفت در كارم به مدت چهار سال
ميخوام برم سوئد.و خبر خوب اينكه بعد چهار سال كه برگشتم ميخوام اولين كسي كه
ميبينم تو باشي...
جاندي بدو بدو ميره خونه جونپيو اينا و ميبينه كه
يومي هم اونجاست!!به جونپيو ميگه خوشحالم كه خوب شدي.جونپيو هم با تمسخر ميگه
ممنون.حالا برو.ولي يومي نگهش ميداره كه با هم چاي بخورن
موقع چاي هم اين دوتا مثل عاشق ها رفتار ميكنن و
جاندي كه اينطوري ميبينه سريع از اونجا ميره.بيرون اتاق يومي مياد و به جاندي ميگه
من ميدونم تو اون دختري هستي كه جونپيو بايد به ياد بياره من سعي ميكنم كمكش كنم
تو رو به ياد بياره
جاندي هم گوش وايميسته و ميبينه كه جونپيو به يومي
ميگه از اون غذاها بازم برام درست كن!!و ميفهمه يومي اون غذا ها رو به نام خودش به
جونپيو داده.دلش ميشكنه و سريع قصد رفتن ميكنه كه به جيهو بر ميخوره و جيهو كه
ميفهمه اوضاع از چه قراره دست جاندي رو ميگيره و ميرن اتاق جونپيو كه ميبينن يومي
و جونپيو كنار هم خوابشون برده.از اونجا كه ميرن جيهو دوباره جاندي رو تسكين ميده
يومي طبق قولي كه داده از اون قضاها براي جونپيو
درست كرده.جونپيو هم ميخوره ولي اخماش ميره تو هم و ميگه اين مزه قبلي رو نميده
كه.يومي هم ميزنه زير گريه و ميگه همه از من ايراد ميگيرن تو و اون دوستات.جونپيو
هم دلداريش ميده...
جاندي تو مدرسه است كه اف چهار ميان سراغش و كارت
دعوتي رو نشونش ميدن كه يومي و جونپيو براش فرستادن
شب كه جاندي و اف چهار ميرن به جشن ابتدا جشن با چنگ
نوازي يومي شروع ميشه .جاندي كه دلش گرفته ميره اون طرف استخر و قدم ميزنه.يومي
مياد سراغش و ميگه ميخوام يه چيز مهم به جمع بگم.تو هم بيا كه بشنوي.در ضمن ميدونم
تو عاشق جونپيويي اما من الان بدجور عاشقش شدم و نميخوام ازم دور بشه.متاسفم!!!!
موقع سخنراني ميرسه يومي به جمع ميگه منو جونپيو براي
تحصيل داريم ميريم آمريكا به مدت چهار سال.مارو ببخشين كه در اين مدت از هم دور
ميمونيم.ووبين و ايجانگ هم حسابي از حيله گري يومي عصبانين!!
جاندي
غمگين دوباره ميره كنار استخر قدم ميزنه و جيهو كتشو ميندازه رو دوش جاندي و ميره
براش نوشيدني بياره.همين موقع جونپيو ميرسه اونجا و جاندي صداش ميكنه و گردنبندو
نشونش ميده و ميگه اينو يادت مياد؟جونپيو هم ميگه نه.جاندي ميگه تو اينو به من
داده بودي.نميخوامش ديگه بگير.جونپيو هم با تمسخر ميگه اگه ميخواي بندازيش دور
خودت اينكارو بكن!جاندي هم پرتش ميكنه تو استخر
جونپيو مياد بره كه جاندي ميگه به حرفام گوش كن.با گريه
ميگه.تو شنا بلدي؟ميگه نه.جاندي ميگه بلدي!به خاطر من ياد گرفتي.تو پسري هستي كه
حاضري همه دنده هات بشكنه اما به دوست دخترت آسيبي نرسه.تو بچه ها رو دوست نداري
اما دلت ميخواد در آينده با پسرت ستاره ها رو نگاه كني.تو پسر تنهاييي هستي كه
خيلي مهربونه...يه يار ديگه منو به اسمم صدا كن...
و عقب عقب ميره لبه استخر.جونپيو هم با تعجب نگاهش
ميكنه.جاندي خودشو ميندازه تو استخر و تو آب كه هست گردنبندو پيدا ميكنه و لبخند
ميزنه...
همه از صداي اب ميدوئن طرف استخر و ميفهمن چي
شده.جيهو چمشم به جونپيوئه كه ببينه ميره جاندي رو نجات بده يا نه.جونپيو هم تو
فكره و ياد زماه هايي ميفته كه جاندي داشت غرق ميشد و اون نجاتش داد.همين موقع همه
چي يادش مياد و ميپره تو آب و جاندي رو نجات ميده.بهش تنفس مصنوعي ميده و بلاخره
جاندي نفس ميكشه و ميبينه كه جونپيو نجاتش داده اشك شوق ميريزه و همه يه نفس راحتي
ميكشن.يومي هم اهسته از جمع ميره بيرون...
روز فارغ التحصيلي جاندي رسيده و مامانش داره لباسشو
اتو ميكنه همين موقع جونپيو پيام ميده كه يه لحظه بيا بيرون.ميره ژيش جونپيو و يه
كم با هم گپ ميزنن و جونپيو ميگه فردا شب بيا به اينجا كه من ميگم.همين موقع يه
موتور رد ميشه و جاندي اصلا نميفهمه جونپيو چي ميگه!!!
جشن
فارغ التحصيلي فرا ميرسه و اف چهار به خاطر رقص با جاندي اومدن به جشن.اما خبري از
جاندي نيست.جاندي بيخبر از همه جا تو مطب پدربزرگه.اما همين موقع يه ماشين مياد
دنبالش و ميبرش به محل جشن.جاندي هم با تك تك اف چهار ميرقصه و بعد همه تعجب ميكنن
كه چرا جونپيو نيومده!جاندي فكر ميكنه و حدس ميزنه كه جونپيو كجاست.بدوبدو ميره به
همون برجي كه يه شبو اونجا با هم گذرونده بودن.
خلاصه با هم خاطرات گذشته رو زنده ميكنن و جونپيو به
جاندي ميگه من براي تحصيلم بايد چهارسال برم آمريكا.اما چون دوري تورو نميتونم
تحمل كنم ازت ميخوام با هم بريم.جاندي كه به خاطر سفر جونپيو غمگينه بهش ميگه من
دلم برات تنگ ميشه اما نميتونم بيام.چون منم اهدافي دارم كه اينجا بايد دنبالشون
بگردم.حالا تو برو اگه بعد چهار سال ادم موفقي شدي اونوقت به ازدواج با تو فكر
ميكنم!
خلاصه با هم حرفاي عاشقانه ميزنن و ...
ميريم به چهار سال بعد.زماني كه جونپيو به يه چهره
شناخته شده تبديل شده و مشغول مصاحبه زنده تلويزيونيه. خواهر جون داره مصاحبه
جونپيو رو ميبينه و لبخند ميزنه
كايول
كه حالا در مهد كودك مشغول به كاره داره با بچه ها سر و كله ميزنه كه ايجانگ كه از
سفر برگشته مستقيما مياد سراغ كايول و خلاصه اين دوتا اينطوري به هم ميرسن..
جاندي
هم كه حالا در دانشكده پزشكي درس ميخونه داره با سرويس به محل درمان بيماران ميره
كه جيهو رو تو سرويس ميبينه و با هم گپ ميزنن
با هم
صحبت ميكنن و جاندي به خاطر زحماتي كه جيهو اين همه وقت براش كشيده تشكر ميكنه و
ميگه اگه تو نبودي من تا حالا اخراج شده بودم.!!
همين موقع يه هليكوپتر از بالاي سرشون رد ميشه و
جونپيو كه سوار هليكوپتر بوده به جاندي ميگه بيا دم ساحل
جاندي ميره و بعد چهار سال اين دوتا همديگه رو
ميبينن و جونپيو بغلش ميكنه و ميگه دلم حسابي برات تنگ شده بود.ديگه بدون تو جايي
نميرم.و يه حلقه از جيبش در مياره و جلوي جاندي زانو ميزنه و ازش خواستگاري
ميكنه...همين موقع هم اف چهار سر ميرسن و سر به سرشون ميذارن كه بدون اجازه ما
دارين چي كار ميكنين؟!!!
و همه دوستان در كنار هم رو به دريا ميكنن و لبخندي
از سر رضايت ميزنن...
و داستان ما هم در اينجا به پايان ميرسه...
>
موضوع: خلاصه قسمت هاي پسران برتر از گل
نويسنده:
درباره كره اي كده
كره اي كده سعي مي كند به عنوان اولين وبلاگ رسمي در زمينه پخش سريال هاي متنوع و به روز كره اي و تا حد امكان با زيرنويس فارسي و بحث در مورد انها محيط مناسبي را براي شما دوستداران فرهنگ شيرين كره كه مناسبت زيادي با فرهنگ ايران دارد فراهم كند. اميدوارم از حضور در كره اي كده لذت ببريد.
كره اي كده سعي مي كند به عنوان اولين وبلاگ رسمي در زمينه پخش سريال هاي متنوع و به روز كره اي و تا حد امكان با زيرنويس فارسي و بحث در مورد انها محيط مناسبي را براي شما دوستداران فرهنگ شيرين كره كه مناسبت زيادي با فرهنگ ايران دارد فراهم كند. اميدوارم از حضور در كره اي كده لذت ببريد. ...:::به اولين وبلاگ فارسي زبان در مورد فيلم و سريال كره اي خوش آمديد:::...