تبليغاتX
كره اي كده

فهرست
آرشیو
فروشگاه
تماس با ما

موضوعات مطالب
در حال ترجمه به فارسي
ترجمه شده به فارسي
دانلود سريالهاي كره اي
دانلود فيلمهاي كره اي
دانلود زيرنويس فارسي
معرفی سریالهای کره ای
معرفي فيلم هاي كره اي
موسيقي تصوير كره اي
غذاهاي كره اي
خلاصه قسمت هاي پسران برتر از گل
خلاصه قسمت های سریال سودانگ
خلاصه قسمت هاي شرايط عشق
خلاصه قسمت های سریال جومونگ
خلاصه قسمت هاي امپراتور دريا
خلاصه قسمت هاي نامه عشق
خلاصه قسمت هاي "متشكرم"
خلاصه قسمت هاي هوانگ جين ئي
خلاصه قسمت هاي سه پدر و يك مادر
خلاصه قسمت هاي دختر پر رو
خلاصه قسمتهاي درخت بهشتي
خلاصه قسمت هاي پشت برج سفيد
سانسوريهاي امپراتور دريا
سانسوريهاي افسانه جومونگ
سانسوريهاي سريال متشكرم
سانسوريهاي پشت برج سفيد
رقص در آسمان
تو زيبايي
تو كي هستي؟
تصاوير بازيگران كره اي
والپيپر بازيگران كره اي
داستان غم انگيز عشق
پرنسس لولو
ملكه برفي
تصاوير هوانگ جين ئي
تصاوير لابيست
تصاوير سونگ ايل گوك
دائه جو يونگ
بادي گارد
9End2Outs
آتش بازي
تاجر پوسان
يي سان
امپراطوري بادها
عشق بد
ايلجيماي
شاه بزرگ خدايان
اخبار بازيگران كره اي
موسيقي هاي كره اي
ويروس بتهوون
فيلم هاي جانگ هيوك
فيلم هاي كوان سانگ وو
پرنسس جاميونگ گو

دانلودها
 دانلود جومانگ (نسخه اصلی)
دانلود امپراتور دریا (دوبله فارسی)
دانلود امپراتور دریا (نسخه اصلي)
دانلود زيرنويس فارسي امپراطور دريا
دانلود کلیپهای سانسوری
دانلود آهنگ لحظه هاي عشقولانه
دانلود موسيقي های امپراطور دريا
جومونگ 3

نویسندگان

كره اي دوست عزيز ، به كره اي كده خوش آمدي
  خلاصه قسمت آخر سريال امپراتور دريا-پارت سوم
 
        موضوع: خلاصه قسمت هاي امپراتور دريا     نويسنده: سپهر     ادامه مطلب  

  خلاصه قسمت آخر سريال امپراتور دريا-پارت دوم
 
        موضوع: خلاصه قسمت هاي امپراتور دريا     نويسنده: سپهر     ادامه مطلب  

  خلاصه قسمت آخر سريال امپراتور دريا-پارت اول
 
        موضوع: خلاصه قسمت هاي امپراتور دريا     نويسنده: سپهر     ادامه مطلب  

  خلاصه قسمت پنجاهم سريال امپراطور دريا-بخش دوم
 
        موضوع: خلاصه قسمت هاي امپراتور دريا     نويسنده: سپهر     ادامه مطلب  

  خلاصه قسمت پنجاهم سريال امپراطور دريا-بخش اول
 
        موضوع: خلاصه قسمت هاي امپراتور دريا     نويسنده: سپهر     ادامه مطلب  

  خلاصه قسمت چهل و نهم سریال امپراطور دریا

        موضوع: خلاصه قسمت هاي امپراتور دريا     نويسنده: سپهر     ادامه مطلب  

  خلاصه قسمت چهل و هشتم سریال امپراتور دریا
        موضوع: خلاصه قسمت هاي امپراتور دريا     نويسنده: سپهر     ادامه مطلب  

  خلاصه قسمت چهل و هفتم سریال امپراطور دریا

        موضوع: خلاصه قسمت هاي امپراتور دريا     نويسنده: سپهر     ادامه مطلب  

  قسمت چهل و ششم سریال امپراطور دریا
        موضوع: خلاصه قسمت هاي امپراتور دريا     نويسنده: سپهر     ادامه مطلب  

  خلاصه قسمت چهل و پنجم سریال امپراطور دریا
        موضوع: خلاصه قسمت هاي امپراتور دريا     نويسنده: سپهر     ادامه مطلب  

  خلاصه قسمت چهل و چهارم سریال امپراطور دریا
        موضوع: خلاصه قسمت هاي امپراتور دريا     نويسنده: سپهر     ادامه مطلب  

  خلاصه قسمت چهل و سوم سریال امپراتور دریا

        موضوع: خلاصه قسمت هاي امپراتور دريا     نويسنده: سپهر     ادامه مطلب  

  خلاصه قسمت چهل و دوم سریال امپراتور دریا

http://i32.tinypic.com/de2q0j.jpg

        موضوع: خلاصه قسمت هاي امپراتور دريا     نويسنده: سپهر     ادامه مطلب  

  خلاصه قسمت چهل و یکم سریال امپراتور دریا

        موضوع: خلاصه قسمت هاي امپراتور دريا     نويسنده: سپهر     ادامه مطلب  

  سانسوریهای قسمت چهلم سریال امپراتور دریا

        موضوع: خلاصه قسمت هاي امپراتور دريا     نويسنده: سپهر     ادامه مطلب  

  خلاصه قسمت چهلم سريال امپراتور دريا

 
        موضوع: خلاصه قسمت هاي امپراتور دريا     نويسنده: سپهر     ادامه مطلب  

  قسمت سي و نهم سريال امپراتور دريا (بخش دوم)
 
        موضوع: خلاصه قسمت هاي امپراتور دريا     نويسنده: سپهر     ادامه مطلب  

  خلاصه قسمت سي و نهم سريال امپراتور دريا
 
        موضوع: خلاصه قسمت هاي امپراتور دريا     نويسنده: سپهر     ادامه مطلب  

  ادامه خلاصه قسمت سي و هشتم سريال امپراتور دريا

 
        موضوع: خلاصه قسمت هاي امپراتور دريا     نويسنده: سپهر     ادامه مطلب  

  خلاصه قسمت سي و هشتم سريال امپراتور دريا


        موضوع: خلاصه قسمت هاي امپراتور دريا     نويسنده: سپهر     ادامه مطلب  

  خلاصه قسمت سي و هفتم سريال امپراتور دريا
 
        موضوع: خلاصه قسمت هاي امپراتور دريا     نويسنده: سپهر     ادامه مطلب  

  خلاصه قسمت سي و ششم سریال امپراطور دریا

        موضوع: خلاصه قسمت هاي امپراتور دريا     نويسنده: سپهر     ادامه مطلب  

  خلاصه قسمت چهاردهم سریال امپراطور دریا

گفتيم كه دو گروه بزرگ تجاري ارباب سول و ارباب ئي براي خريد ابريشم راهي يانگزو مي شوند ولي گروه ارباب ئي به رهبري يومون زودتر از سول حركت مي كنند تا بتوانند تجارت بهتري داشته باشند و بر روي تجارت گروه ديگر تاثير بگذارند.ولي در ميان راه راهزنان به آنها حمله كرده و گروهي از آنان كشته مي شوند ولي به خاطر تبحر يومون نجات پيدا مي كنند.

 

قسمت 14

 

ارباب سول به يون و گونگ مي گه كه شما فقط وظيفتون نگهباني نيست و بايد راههاي ميون بر را هم پيدا كنيد تا ما بتونيم زودتر به مقصد برسيم.

        موضوع: خلاصه قسمت هاي امپراتور دريا     نويسنده: سپهر     ادامه مطلب  

  خلاصه قسمت سيزدهم سريال امپراطور دريا
 يومون كه سر بزنگاه رسيد و گونگ بوك را از زير خنجر افراد برادر بانو جانگ هوا نجات داد حالا دكتر آورده تا اونو مداوا كنه.

 

 

        موضوع: خلاصه قسمت هاي امپراتور دريا     نويسنده: سپهر     ادامه مطلب  

  خلاصه قسمت دوازدهم سریال امپراطور دریا

سلام

تا آنجا دیدید که بانو جانگ هوا را دستگیر کردند.

جانگ هوا دستگير مي شه و گونگ بوك مي ياد جلو كه نزاره ولي اونا به زور بانو را مي برن . وقتي يومون هم مي گه اين كارتون بي احتراميه سربازا مي گن تو بار ايشون قاچاق ديده شده و بايد به دادگاه بياد.

        موضوع: خلاصه قسمت هاي امپراتور دريا     نويسنده: سپهر     ادامه مطلب  

  خلاصه قسمت یازدهم سریال امپراطور دریا

سلام

امیدوارم تو این چند وقتی که در خدمتتون بودم از کارم راضی بوده باشید و تا حالا هم خلاصه قسمت هایی را که گذاشتم خونده و پسندیده باشید.

این قسمت که قسمت یازده باشه یه قسمت خیلی احساسی و جیگر سوزه می دونید چرا؟

فرض کنید ۲۰ سال عاشق کسی بوده باشی و براش بمیری و زنده شی و هیچ وقت نتونی یه دل سیر ببینیش حالا بعد نود و بوقی اونو تو بغل یه کسی ببینید چه حالی بهتون دست می ده؟

احساسش کردین؟ خب بسه دیگه با هم قسمت یازدهم سریال امپراطور دریا را از نظر می گذرانیم.

راستی نظرهاتون خیلی کمه !!!!! اگه روند نظرها اینطوری باشه منم کم کاری می کنما!!!!!

قسمت یازدهم :

گلادیاتور گونگ بوک که مورد تشویق همه قرار می گیره متوجه می شه که بانو جمی در بین حضاره و داره به اون نیگا می کنه.

        موضوع: خلاصه قسمت هاي امپراتور دريا     نويسنده: سپهر     ادامه مطلب  

  خلاصه قسمت دهم سریال امپراطور دریا
دوستان عزیز سلام

تقاضاهای زیادی به دستم رسید مبنی بر اینکه قسمت های بعدی را زودتر بزارم.من هم تصمیم گرفتم به احترام همه دوستانی که از این وب دیدن می کنند این کار را انجام بدم

و اما خلاصه قسمت دهم سریال امپراطور دریا:

بانو جمی که قصد داره برای انجام یک تجارتی بزرگ شخصا بهمراه یک هیئت بلند پایه به چین بره تذکرات لازم را به مسئول این سفر یعنی بانو جانگ هوا می ده و اونم داره گزارشات واصله از انجام مقدمات را تقدیم بانو می کنه.

        موضوع: خلاصه قسمت هاي امپراتور دريا     نويسنده: سپهر     ادامه مطلب  

  خلاصه قسمت پنجم سريال امپراطور دريا
نبرد بين يون جان و گونگ بوك آغاز ميشود و بعد از مبارزه اي طولاني در قسمتي كه شمشير بين آندو قرار ميگيرد افسر گارد محافظان ميگويد كه مبارزه كافيست.آنها را به اتاقي ميبرند ولي گونگ بوك كه با ديدن يون جان او را بخاطر آورده بود بدنبال او ميرود .با حرف يون جان او متوجه حضورش ميشود و آنها با هم از گذشته وحمله دزدان دريايي صحبت ميكنند

موچانگ كه عليه بانو جمي تحركاتي را آغاز كرده شخصي را ميفرستد كه در اتاق او اسناد مهمش را بدزدد در اين لحظه بانو جمي ميرسد و آن شخص فرار ميكند.بانو جمي نيز ميفهمد كه اين شخص از طرف چه كسي فرستاده شده است

بانو جمي به يونجان ميگويد كه اگر كاري را كه او ميگويد انجام دهد مغازه اي به او خواهد داد.از اين طرف افسر گارد محافظ گونگ بوك و ميون را احظار ميكند و به آنها ميگويد كه كاري را بايد انجام دهند گونگ بوك و ميون مشغول صحبت هستند كه گونگ بوك ناگهان متوجه جانگ هوا ميشود وعشق قديمي در او شعله ميكشد

افسر گارد محافظ بهمراه عده اي در جايي براي حمله به گروهي كه از طرف رييس جزيره موجينجو فرستاده شده كمين ميكنند گونگ بوك و ميون نيز در آنجا هستند سرانجام حمله آغاز ميشود در اين حمله گونگ بوك و ميون نبرد زيبايي انجام ميدهند واين باعث ميشود كه بانو جمي آنها را به عنوان گارد محافظش قبول كند

از طرفي ديگر رييس نيروهاي محافظ براي پاداش آنها دو دختر را براي آنها ميفرستد كه شب را با آنها بگذرانند گونگ بوك قصد دارد قبول نكند ولي مجبور ميشود.از اين طرف ميون آنقدر خورده كه ديگر چيزي نميفهمد ! واز آن طرف گونگ بوك نميتواند دختري ديگر جز جانگ هوا را در آغوشش حس كند

گونگ بوك به وسيله همان دختري كه براي او فرستاده شده آن هديه اي كه جانگ هوا وقتي در جزيره بي آب علف بود برايش فرستاده بود را براي جانگ هوا ميفرستد.جانگ هوا با ديدن آن بياد گذشته وبياد گونك بوك ميافتد وبه محلي كه گونگ بوك منتظر اوست ميرود و نگاه در نگاه هم....

آنها از گذشته ميگويند.جانگ هوا ميگويد كه او هيچوقت نتوانست بطور كامل از او بخاطر نجات جانش تشكر كند.گونگ بوك نيز ميگويد كه او وقتي در جزيره بي آب وعلف بوده جانش را نجات داده واز او متشكر است سپس ميگويد كه در اين سالها هرگز براي دقيقه اي او را از ياد نبرده وهميشه در قلبش بوده است.جانگ هوا با نگاهي زيبا در نگاه او غوطه ور ميشود.اما اين ملاقت را يون جان ميبيند و در اتاق سخت مشغول خوردن نوشيدني ميشود!مبارزات روزانه گونك بوك و محافظان ادامه دارد.روزي جانگ هوا مبارزه او را مينگرد و بياد حرفهايي كه گونگ بوك به او زده ميافتد.بانو جمي سر ميرسد واز او ميپرسد آيا شخصي توجه او را جلب كرده؟او ميگويد نه و ميرود از اين طرف هم رييس محافظان گونك بوك و ميون را به بانو جمي معرفي ميكند

در بازار گونگ بوك لحظه اي جاگال را ميبيند ودنبالش ميدود اما او فرار ميكند.ميون ميگويد كه اگر پيدايش كنند با دستان خودش خفش ميكند

از طرفي ديگر شب هنگام وقتي گونگ بوك و ميون براي پست هميشگي ميروند رييس محافظان به آنها ميگويد كه بروند وامشب خودش پست ميايستد.و از اين طرف يون جان ورييس دزدان به ديدار بانو جمي ميروند و در مورد تجارت بينشان صحبت ميكنند.وقتي آنها بيرون ميروند موچانگ با دونفر تعقيبشان ميكند كه يون جان متوجه ميشود وطي مبارزه اي كه بين او وموچانگ صورت ميگيرد بعد از لحظات كوتاهي يون جان فرار ميكند

شب هنگاه جانگ هوا در حال رفتن متوجه گونك بوك ميشود كه جايي نشسته وفكر ميكند به سراغ او ميرود و بعد از صحبتي از خودش وبانو جمي بسته لباسي را به او ميدهد و در پايان صحبتها نگاه آنها در هم گره ميخورد اما اين ملاقات را بانويي از همراهان بانو جمي ميبيند

از اين طرف سران جزيره موجينجو براي بررسي اقدامات عليه بانو جمي تشكيل جلسه ميدهند.در مهماني كه بانو جمي به خاطر ورود شخصي عالي مقام ترتيب ميدهد گونگ بوك با ديدن جانگ هوا بياد حرفهاي شب پيش ميافتد

از اين طرف آن ژنرال در صحبتي با بانو جمي درباره حاكم موجينجو و تحركات او صحبت ميكند وبه بانو جمي در اينباره هشدار ميدهد كه مراقب باشد.بانو جمي چهار دختر را به او نشان ميدهد كه شب را با او بگذرانندو به عنوان يكي از زنانش بشود و آن ژنرال جانگ هوا را انتخاب ميكند.بانو جمي قبل از فرستادن با او صحبت ميكند

به او ميگويد كه اين شخص بزودي پست مهمي ميگيرد واگر او بتواند رضايت اورا جلب كند ميتواند به آينده وبرگرداندن اعتبار خانوادگيش كمك كند جانگ هوا به ديدن تمرين گونگ بوك ميرود انگار چيزي به او ميگويد كه او را دوست دارد ونميتواند با كسي ديگر همراه شود

برادر جانگ هوا با او صحبت ميكند و درباره اين موضوع به او ميگويد كه با اينكار ميتواند به او كمك كند.جانگ هوا با اين درخواست موافقت ميكند وبه بانو جمي ميگويد.بانو جمي هم ميگويد كه چند روز ديگر ژنرال برميگردد واو اينكار را انجام ميدهد.شب هنگام گونگ بوك به محل قرار با جانگ هوا ميرود وميگويد كه چرا او ميخواهد اينكار را بكند...

 

        موضوع: خلاصه قسمت هاي امپراتور دريا     نويسنده: سپهر  

  خلاصه قسمت چهارم سريال امپراطور دريا
و سرانجام مرحله كودكي ونوجواني گونگ بوك ودوستش ميگذرد و آنها با تمرينات هميشگي پاي بر دوران جواني خويش ميگذارند.موچانگ هم طبق معمول تمام كارها را به گونگ بوك و ميون ميسپارد!در يكي از روزها موچانگ شمشيري واقعي وخوش دست به گونگ بوك ميدهد

و گونگ بوك هم براي اينكه به محافظان شخصي بانو جمي بپيوندد تمرينات سختي را آغاز ميكند.در بازار دختري به سمت سون جانگ كه حالا چهره جوانيش را ميبينيم با پدرش ميآيد.سون جانگ به پدرش ميگويد كه او قصد دارد با اين دختر ازدواج كند !بعد از مدتي بانو جمي از آنجا عبور ميكند كه با ايندو روبرو ميشود و افسر گارد محافظان آنها را به بانو جمي معرفي ميكند

سپس چهره زيباي جانگ هوا را ميبينيم كه حالا بزرگ شده.او در ساحل دختر كوچكي را ميبيند كه شخصي ميگويد بخاطر او ده سكه پرداخت كرده ولي او بدرد نميخورد جانگ هوا نيز آن دختر را از او ميخرد.در منزل بانو جمي او را ميبيند و درباره اين دختر ميپرسد جانگ هوا ميگويد كه يك ملوان چيني او را خريده بود واو قصد داشته اين دختر را بازگرداند

در اصطبل زنگ بصدا در ميآيد وهمه به صف ميشوند.ظاهرا دنبال شخصي ميگردند ومتاسفانه آن شخص موچانگ است آنها او را دستگير ميكنند.موچانگ قبل رفتن به گونگ بوك وميون ميگويد كه او خانواده اي ندارد اما آندو را هميشه بياد دارد سپس از اينكه به ميون شمشيري نداده عذرخواهي ميكند وميگويد كه در اصطبل پشت قفسه ميتواند يك ظرف نوشيدني پيدا كند موچانگ را ميبرند وباز غمي ديگر بر دل گونگ بوك...

اما آنها موچانگ را نه به مقر سلطنتي بلكه به جايي ميبرند كه حاكم موجينجو قرار دارد او از موچانگ كمك ميخواهد كه كاري كند در امور بازرگاني آنها بتوانند از پس بانو جمي بر بيايند.موچانگ اشاره ميكند كه چرا آنها از طريق قانوني اينكار را انجام نميدهند ولي ظاهرا قدرت آنها براي مقابله با بانو جمي كافي نيست.طبق دستور موچانگ سربازان به اصطبل ميروند و گونگ بوك وميون را براي نيروي جزيره اوكيوم با خود ميبرند

با يوم مون رو برو ميشويم كه مشغول بازي سنگ با شخصي ميباشد او در اين بازي او را شكست ميدهد وسنگهاي نقره را ميبرد.سپس ميگويد كه اگر او پولي ندارد بازي را تمام كند اما آن شخص دختري را به عنوان پول بر سر بازي شرطبندي ميكند(در قسمت سانسوريها اين سكانس وسكانس سانسوري بعدي بين اين دختر ويون جان را خواهيد ديد)او آن دختر ونقره ها را با خود ميبرد

به يون جان خبر ميرسد كه يك كشتي بدستور رييس دزدان به جزيره شيلا فرستاده ميشود.او به محل ملاقات روساي دزدان ميرود ودر آنجا خواهش ميكند كه او را به اين جزيره بفرستند.رييس او نيز قبول ميكند.او به آن جزيره ميرود ودر آنجا با جاگال روبرو ميشود.يون جان در آنجا دو نفر از خائنين را ميكشد

از اين طرف گونگ بوك و ميون از دست سربازان فرار ميكنند.بانو جانگ هوا نيز در كلاس به دختران كوچك آموزش ميدهد.بعد از آموزش او با برادرش روبرو ميشود كه به او ميگويد كه ديگر نميتواند زندگيش را با نگهباني واينكارها بگذراند وقصد دارد جز افراد بانو جمي باشد.جانگ هوا قصد دارد او را منصرف كند اما بانو جمي سر ميرسد وبا صحبت با برادر جانگ هوا تصميم ميگرد كه پست مهمي به او بدهد

سرانجام مبارزات براي انتخاب محافظ شخصي بانو جمي فرا ميرسد.در اين مبارزات يون جان نيز شركت ميكند و به مراحل پاياني ميرسد در حاليكه هنوز گونك بوك و ميون به آنجا نرسيده اند.بعد از مدتي آنها به محل مبارزه ميرسند ولي ظاهرا دير رسيده اند چون مبارزه نهايي بين يون جان و حريفش آغاز ميشود و او در اين مبارزه پيروز ميشود واز اين فرصت براي گفتن خواسته اش به بانو جمي استفاده ميكند در بازگشت او جانگ هوا را ميبيند كه عشق قديمي وهميشگي در او زنده ميشود.جانگ هوا نيز او را ميبيند وبياد لحظاتي ميافتد كه هنگام رقص او را ميديده.يون جان نيز لحظاتی نگاهش میکند

در بازار گونگ بوك و ميون بعد از خوردن غذايي در حال رفتن هستند كه با محافظان بانو جمي درگير ميشوند وآنها را شكست ميدهند در اين لحظه افسر محافظان فرا ميرسد وگونك بوك با ديدن او بياد روزي ميافتد كه اين افسر به او گفته بود چگونه بايد محافظ شخصي بانو جمي شود.او ميگويد كه بدليل مشكلات نتوانسته به مبارزات برسد ودير رسيده وخواهش ميكند به او فرصتي ديگر دهد ولي آن افسر ميگويد كه او بايد براي مبارزه بعدي تلاش كند

سون جانگ آندو را به پيش پدرش ميبرد تا محلي را براي مخفي شدن آنها پيدا كند اما قبل از رفتن افسري ميآيد وميگويد كه افسر محافظان آنها را فرا خوانده.او ميگويد كه بايد با شخصي مبارزه كند واگر توانست پيروز شود او محافظ شخصي ميشود.در آنجا گونگ بوك يون جان را ميبيند واو را بخاطر ميآورد روزهايي كه او آموزش شمشيرزني از يون جان ميديد و مبارزه بين آنها آغاز ميشود...


با تشكر از ميثم

        موضوع: خلاصه قسمت هاي امپراتور دريا     نويسنده: سپهر  

  خلاصه قسمت سوم سريال امپراطور دريا
گونگ بوك متوجه ميشود كه دزدان دريايي بانو جانگ هوا را دستگير كرده اند.او كه نميتواند اسارت او را تحمل كند تير و كماني را بر ميدارد و به دنبال آنها ميرود ودر فرصتي مناسب آنها را با تير وكمان مورد هدف قرار ميدهد وبه اين شكل او را نجات ميدهد.

اما در اين لحظه يون جان سر ميرسد وشمشيرش را بالاي سر گونگ بوك ميگذارد ولي به آنها اجازه ميدهد كه بروند

آنها از آنجا بسرعت دور ميشوند و در گوشه اي استراحت ميكنند.بعد از مدتي كه گونگ بوك به بانو جانگ هوا ميگويد كه بايد بروند او به گونگ بوك ميگويد كه هرگز فراموش نميكند كه او جانش را نجات داده است

نيروهاي گارد به جزيره برميگردند و دوباره كنترل جزيره را بدست ميگيرند و اما اشكهاي بانو جانگ هوا كه مادر نداشت وحالا پدرش را هم از دست داده...

گونگ بوك و چانگ ميون كه دستگير ميشوند برادر بانو جانگ هوا بدون توجه به اينكه گونگ بوك جان خواهرش را نجات داده به قاضي ميگويد كه او و دوستش كشتي دزدان دريايي را تعمير كرده اند.قاضي نيز دستور تبعيد آنها به جزيره اي خشك را ميدهد تا در آنجا بميرند و ناراحتي بانو جانگ هوا كوچك....

در كشتي دزدان دزدان دريايي رييس دزدان غنيمتهايي كه بدست آورده اند را نگاه ميكند ودستور ميدهد دختران وپسران اسير را براي فروش به عنوان برده ببرند.در اين حين جانگ دال سر ميرسد و از رييس دزدان ميخواهد كه او را نكشند و زير بال وپر او باشد.رييس دزدان هم دستور ميدهد بندهايش را باز كنند.در جزيره هم چانگ ميون قصد دارد كه از نااميدي به آب بزند اما گونگ بوك مانع ميشود.شب هنگام گونگ بوك به رنجهايي كه كشيده فكر ميكند واشك ميريزد

گونگ بوك و چانگ ميون بدون آب وغذا ناتوان ميشوند اما سرانجام سونگ جان و پدرش آنها را نجات ميدهند.گونگ بوك علت را ميپرسد و پدر سونگ جان ميگويد كه بانو جانگ هوا زندگي آنها را نجات داده اما آنها هنوز آزاد نيستند وبايد به عنوان برده در مزرعه پرورش اسب در موجينجو كار كنند.سونگ جان هم چيزي را كه بانو جانگ هوا براي گونگ بوك فرستاده را به او ميدهد وميگويد كه بانو جانگ هوا هم به موجينجو رفته است.

گونگ بوك و چانگ ميون هم به آنجا ميروند ودر بدو ورود با اسبان و سپس با منظره دلخراشي مواجه ميشوند يكي از افرادي كه آنجا كار ميكرد قصد فرار داشت كه دستگير شد و سپس با شكنجه بي رحمانه اي با اسبها كشته شد

رييس آنها به او ميگويد كه زندگي سختي را در اينجا خواهند داشت و در سرشماري هم به حساب نمي آيند و از نظر غذايي هم بسيار زندگي سختي خواهند داشت.از طرفي ديگر بانو جانگ هوا وبرادرش پيش يكي از دوستان پدرشان در موجينجو ميروند و از او ميخواهند كه آنها را تحت پوشش خودش قرار دهند.او نيز قبول ميكند و برادر بانو جانگ هوا را بخاطر مهارتهايي كه دارد به عنوان افسر يكي از قسمتها انتخاب ميكند ودر مورد بانو جانگ هوا هم ميگويد كه او بطور موقت در موجينجو جايي برايش پيدا ميكند تا در آنجا زندگي كند

بعد از اين صحبتها دوست پدر آنها بانو جانگ هوا را پيش يكي از شخصيتهاي اصلي مجموعه يعني بانو جمي ميبرد تا او سرپرستي بانو جانگ هوا را قبول كند.بانو جمي ميگويد كه شنيده او در شعر استاد است و از او ميخواهد كه شعري را برايش معني كند كه از كيست وچه ميگويد.بانو جانگ هوا هم به زيبايي معني شعر را بازگو ميكند.بانو جمي نيز سرپرستي او را بر عهده ميگيرد

بانو جانگ هوا در حال رفتن به اتاقش با صحنه رقص دختران روبرو ميشود سپس بانوي همراهش به او ميگويد كه او بايد رقص را فرا بگيرد زيرا در مهمانيهاي سلطنتي آنها شركت ميكنند وبرنامه اجرا ميكنند.از اين طرف هم گونگ بوك و ميون مشغول پرورش اسبها هستند .روزي رييس آنها را فرا ميخواند و ميگويد كه شب پيش ما دو اسب را از دست داديم و به اين شكل دستور ميدهد آنها را تنبيه كنند آنها را در سرما نگه دارند و غذايي به آنها ندهند.

شبي گونگ بوك متوجه ميشود شخصي در حال دوشيدن شير اسب است به او ميگويد كه چكار دارد ميكند؟او نيز اشاره ميكند كه همراهش برود.سپس به او ميگويد كه از اين شير بخورد ولي گونگ بوك نميتواند او نيز همه را ميخورد و ميگويد كه چشمانت بي رنگ شده ومگر قصد ندارد كه زنده بماند؟گونگ بوك نيز از آن شير ميخورد وميون را مجبور ميكند كه از اين شير بخورد زيرا آنها بايد زنده بمانند

گونگ بوك و ميون شبي مهارت بي نظير آن شخص در شمشير زني را ميبينند و اين باعث تعجب آنها ميشود.آنها از او ميخواهند كه به آنها اين مهارتها را آموزش دهد اما او قبول نميكند.گونگ بوگ به مرگ مادرش توسط دزدان دريايي اشاره ميكند وميگويد كه قصد دارد انتقام پدر ومادرش را بگيرد اما آن شخص ميگويد كه زندگي بسيار سخت است و درخواستشان را قبول نميكند.از اين طرف هم رييس دزدان دريايي چيزهايي را كه بانو جمي خواسته بود را برايشان مياورد.بانو جمي در كلاسي كه به دختران آموزشهاي مختلف داده ميشود به آنها مطالب متنوعي را ميگويد

برادر جانگ هوا در مورد زندگي آنجا ميگويد و اينكه از اين زندگي خسته شده است و از اينكه پسري كه مقامش از او كمتر بوده به مقام افسري رسيد ولي به او چنين مقامي را ندادند او به جانگ هوا ميگويد كه به بانو جمي خواهش كند تا مقامي براي او دست وپا كند اما او قبول نميكنداز اين طرف به گونگ بوك و ميون دستور ميدهند كه دوازده اسب را به بازار موجينجو ببرند وبعد از آن ميتوانند تفريح كنند.در آنجا اتفاقي رخ ميدهد كه باز هم مسير زندگي آنها را تغيير ميدهد دزدي درحال فرار است كه دو مردي را كه تعقيبشان ميكنند را نيز ميزند اما گونگ بوك او را كتك ميزند وباعث ميشود او دستگير شود.در اين حين رييس محافظان مخصوص بانو جمي او را ميبيند و به او ميگويد كه همراهش برود او در آنجا محافظان شخصي بانو جمي را نشانشان ميدهد وبه آنها ميگويد كه آنها ميتوانند زندگي راحتي در اينجا داشته باشند در حاليكه اكثر اين افراد محافظ قبلا برده بودند ولي حالا زندگي خوبي دارند سپس ميگويد كه گونگ بوك با جايانگ يكي از آن محافظان مبارزه كند.او نيز با اينكه از او شكست ميخورد ولي مبارزه خوبي انجام ميدهد در پايان رييس محافظان به او ميگويد كه در هر بهار بانو جمي مبارزات رزمي برگزار ميكند كه برنده آن ميتواند به عنوان محافظ بانو جمي انتخاب شود

 

گونگ بوك براي ديدن آموزش پيشرفته نوشيدني گراني براي موچانگ همان كسي كه نوشيدن شير اسب را به آنها گفت ميبرد و از او ميخواهند كه به آنها مهارتهاي فردي را آموزش دهند.او نيز قبول ميكند وتعليمات سخت آنها را آغاز ميكند

و آنها همچنان براي زندگي آينده اشان تمرين ميكنند....




براي خريد اين سريال زيبا با ما تماس بگيريد(091310841212)

        موضوع: خلاصه قسمت هاي امپراتور دريا     نويسنده: سپهر  

  خلاصه قسمت دوم سريال امپراطور دريا
پدر گونگ بوك او را از خواب آشفته اي كه ميبيند بيدار ميكند و وقتي از او حالش را ميپرسد وجوابي نميبيند از دوست گونگ بوك ميپرسد كه او چش شده واو ميگويد كه گونگ بوك در حال تمرين شمشير بازي ميباشد اين باعث نگراني پدر گونگ بوك ميشود كه او قصد دارد كه با آنها بجنگد بناربر اين تصميم ميگيرد كه گونگ بوك را از آن محل به جزيره اي ديگر بفرستد

بانو جانگ هوا قصد دارد كه براي عبادت به معبد برود وبراي اينكار گونگ بوك انتخاب ميشود او بانو جانگ هوا و نديمه او را به آنجا ميبرد و با ديدن او در حال عبادت سخت مشغول نگاه كردن به او ميشود

عبادت او كه تمام ميشود در حال بازگشت بانو جانگ هوا متوجه جزيره اي ميشود واز گونگ بوك درباره آن ميپرسد گونگ بوك نيز ميگويد آن جزيره ساهيانگ است و در آن پرندگان و حيوانات وحشي زندگي ميكنند.او نيز مجذوب آن جزيره ميشود

تمرينات شمشيربازي بين گونگ بوك و يونگ جان همچنان ادامه دارد و سرانجام گونگ بوك در شمشيرزني مهارت بيشتري كسب ميكند و قدرت شمشيرزني او بالا ميرود.در آخرين تمرين آنها يونگ جان ميگويد كه او قصد ترك چانگ هي را دارد وبايد به چين برود گونگ بوك درخواست ميكند كه او نيز جز ياران رييس او شود ولي يونگ جان اشاره ميكند كه رييسش قبول نميكند وميگويد كه بازهم همديگر را خواهيم ديد وبعد ميرود

دربازار يونگ جان چشمش به بانو جانگ هوا ميافتد وبا اولين نگاه او نيز عاشقش ميشود.او پيش رييسش ميرود ولي در حال رفتن دزدي كيسه او را ميدزدد او چاقويش را در ميآورد واو را با آن از راه دور ميزند.بانو جانگ هوا با ديدن اين صحنه آشفته ميشود رييس او نيز براي تنبيه ميگويد كه او بايد از بالاي صخره به پايين بپرد

بانو جانگ هوا نيز با ديدن آن صحنه بيمار ميشود.اين قضيه باعث ميشود كه دادستاني در مورد حفاظت جزيره در مقابل دزدان دريايي حفاظت بيشتري را انجام دهد وجزيره را براي يافتن دزدان دريايي جست و جو كنند.پدر گونگ بوك به آنها ميگويد كه براي رفتن به جزيره بيكيوم براي ساختن كشتي آماده شوند او اشاره ميكند كه براي رفتن به چين پاسپورت احتياج هست كه براي آن بايد پول داشته باشند.آنها سرانجام بطور مخفيانه بسمت كشتي كه آنها را به آن جزيره ميبرد ميشوند

 

پدر گونگ بوك با معاينه كشتي به آنها ميگويد كه سه يا چهار روز كار دارد يكي از افراد آنجا اشاره ميكند كه آنها بايد ده روز ديگر در چين باشند واگر او كارش را زودتر انجام دهد دوبرابر پاداش ميگيرد.آنها نيز كارشان را آغاز ميكنند.از اين طرف يونگ جان كه از صخره به پايين پريده بود بسختي از صخره هاي ساحلي بالا مي آيد وپيش رييس برميگردد سپس موقعيت مكاني نيروهاي محافظ جزيره را به او نشان ميدهد.

از اين طرف گونگ بوك با ديدن كشتي كنار ساحل ونگهبانان آن بمشكوك ميشود او به پدرش ميگويد كه اين كشتي را كه تعمير ميكنند يك كشتي دزدان دريايي است.پدرش ميگويد كه توي چانگ هي كشتي دزدان دريايي ديده نشده وبه اين قضيه فكر نكند.از اين طرف مبارزه اي ديگر بين گونگ بوك وپسر رييس دادستاني آغاز ميشود و اينبار گونگ بوك او را شكست ميدهد اين باعث ميشود كه او خشمگين شود وقصد كشتن او را دارد كه بانو جانگ هوا سر ميرسد و جلوي اينكار را ميگيرد

بانو جانگ هوا به گونگ بوك ميگويد كه ميخواهد جزيره ساهيانگ را ببيند.گونگ بوك نيز او را با قايق به آن جزيره ميبرد و مكانهاي مختلف آن را به او نشان ميدهد.آنها جايي مينشينند و مشغول صحبت ميشوند گونگ بوك اشاره ميكند كه اين مكان شايد براي بانو جانگ هوا زيبا باشد ولي براي آنها اين مكان پر از رنج وسختي است ومردمي كه روي كشتي كار ميكنند يا كشتيها را تعمير ميكنند هميشه گرسنه هستند.او اشاره ميكند كه اكثر مردم اينجا بخاطر حملات دزدان دريايي اعضاي خانوادشان را از دست داده اند و وقتي بانو جانگ هوا ميگويد تو نيز از دست داده اي ميگويد كه مادرم.بانو جانگ هوا نيز ميگويد كه او نيز مادر ندارد

پدرگونگ بوك و سايرين براي تعمير كشتي دوباره به آن جزيره ميروند اما اينبار كنجكاوي گونگ بوك باعث ميشود آنها به داخل كشتي بروند و با ديدن نقره ها وغنيمتهاي داخل آن متوجه ميشوند كه اين يك كشتي دزدان دريايي است آنها به سرعت پس از پايان كار آنجا را ترك ميكنند.در ساحل افراد گارد به دقت همه را مورد بررسي قرار ميدهند آنها به سبدي كه در دست گونگ بوك است مشكوك ميشوند و به او ميگويند كه آنرا باز كند اما آنها شانس ميآورند ودقيقا در همان لحظه اتفاقي ميافتد كه باعث ميشود كه آنها سبد او را نگردند

يكي از افرادي كه در تعميرات كشتي در آن قسمت زنداني بود از آنجا فرار ميكند و قضيه دزدان را به اطلاع دادستاني ميرساند.رييس دادستاني نيز دستور سريع ميدهد كه بندر بسته شود ونيروهاي گارد در آنجا مستقر شوند سپس به آن مرد ميگويد كه پيشاپيش سربازان دنبال كساني كه كستي دزدان دريايي را تعمير كردند بگردد.آنها متوجه خطرناك بودن وضعيت ميشوند وسريع آماده ترك جزيره ميشوند.يك كشتي در شب هنگام و نور كامل ماه به سمت چين ميرود پدر گونگ بوك به همراه او و چانگ ميون شب هنگام به آنطرف ميروند ولي سربازان آنها را ميبينند وپدر گونگ بوك براي نجات جان آنها از طرفي ديگر ميرود واين باعث ميشود كه با تيري كشته شود و گونگ بوك و چانگ ميون نيز دستگير ميشوند

رييس دادستاني آنها را مورد بازپرسي قرار ميدهد اما آنها چيزي نميدانند.او نيز دستور ميدهد كه آنها را زنداني كنند تا زبان باز كنند اما دزدان دريايي شب هنگام به جزيره حمله ميكنند و قتل عام مردم جزيره توسط آنها آغاز ميشود

دوست هميشگي آنها سريع به آنجا ميرود و آنها را از زندان نجات ميدهد به آنها كمك ميكند كه به بالاي ديوار بروند وخودش به طرفي ديگر ميرود از اين طرف يونگ جان نيز با چاقويي پدر بانو جانگ هوا را ميكشدبانو جانگ هوا نيز توسط دزدان دريايي دستگير ميشود


منبع: وبلاگ ميثم

        موضوع: خلاصه قسمت هاي امپراتور دريا     نويسنده: سپهر  

  خلاصه قسمت اول سریال امپراطور دریا

گونگ بوک که در یک کارگاه کشتی سازی کار می کند از این همه بد بختی خسته شده است . او دوست ندارد همه عمرش را مانند پدرش کارگری کند و آخر سر در فقر بمیرد بدین جهت تصمیم می گیرد فرار کند و به چین برود تا بتواند تاجر بزرگی شود.ولی دوستان او که بسیار وابسته اش هستند می خواهند دنبالش بروند او هم که می داند این کار خیلی دردسر دارد به بالای صخره ای می رود و می گوید هر کس م خواهد با من بیاید باید از این صخره به اقیانوس بپرد.

 

        موضوع: خلاصه قسمت هاي امپراتور دريا     نويسنده: سپهر     ادامه مطلب  

درباره كره اي كده
كره اي كده سعي مي كند به عنوان اولين وبلاگ رسمي در زمينه پخش سريال هاي متنوع و به روز كره اي و تا حد امكان با زيرنويس فارسي و بحث در مورد انها محيط مناسبي را براي شما دوستداران فرهنگ شيرين كره كه مناسبت زيادي با فرهنگ ايران دارد فراهم كند.
اميدوارم از حضور در كره اي كده لذت ببريد.

آخرين مطالب
» همه چيز درباره سريال تو كي هستي؟
» پشت صحنه هاي تو زيبايي
»
» رقص در آسمان
» تو زيبايي حكايت دلدادگي و عشق ورزي
» تصاوير فيلم رابيت و ليزارد با بازي جانگ هيوك
» دانلود تيتراژ ملكه سوندوك
» SS501 2008 JAPAN TOUR
» موج كره اي در ماهواره ها
» ته جويونگ به زودي در KBS WORLD

آرشيو
اسفند 1388
بهمن 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386

لینکستان


آرشیو لینکهای روزانه

عضويت در كره اي كده





Powered by WebGozar

بخش ویژه

designed by: parstheme.com , all rights reserved

<-blogid->

سپهر

<-blogid->

http://emperorofthesea.blogfa.com

كره اي كده

كره اي كده

كره اي كده

كره اي كده سعي مي كند به عنوان اولين وبلاگ رسمي در زمينه پخش سريال هاي متنوع و به روز كره اي و تا حد امكان با زيرنويس فارسي و بحث در مورد انها محيط مناسبي را براي شما دوستداران فرهنگ شيرين كره كه مناسبت زيادي با فرهنگ ايران دارد فراهم كند.
اميدوارم از حضور در كره اي كده لذت ببريد.
...:::به اولين وبلاگ فارسي زبان در مورد فيلم و سريال كره اي خوش آمديد:::...

كره اي كده

قالب پرشین وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

free template blog